Matn Kamel Ahanghaye Album Mohsen chavoshi Be Name Jacket


متن کامل آهنگ های آلبوم محسن چاوشی به نام ژاکت

 

ادامه نوشته

YAS Ft Ammin - Nisti - Text

 

یاس با یک حس جدید. تکست آهنگ جدید و فوق العاده بی نظیر "نیستی‌" از یاس با همکاری آمین.  ضمنا لازم هست که اینجا متذکر بشیم که این اولین آهنگ از یاس هست که راجع به یک شکست احساسی‌ خونده.  امیدواریم که از شنیدن شعر این آهنگ لذت ببرید و با صدای یاس به یاد کسانی‌ بیفتید که دوستشون داشتید پیشنهادا میکنم شعر این آهنگ زیبارو از دست ندید
( پخش ویژه + عکس اختصاصی )


 

 

    

 

 
 

ادامه نوشته

Hamid Talebzadeh - Hamechi Aroome

 

   

شعر آهنگ زیبای همه چی آرومه از حمید طالب زاده

 

 

 


 

 


 

ادامه نوشته

Nameyi ASHeGHaNe az Dr.Ali Shariati

 

  

 

نامه ای عاشقانه از دکتر علی شریعتی


باتو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند
باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر،حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند
و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد

باتو، دریا با من مهربانی می کند
باتو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند
باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
باتو، من با بهار می رویم
باتو، من در عطر یاس ها پخش می شوم
باتو، من در شیره ی هر نبات میجوشم
باتو، من در هر شکوفه می شکفم
باتو، من در هر طلوع لبخند میزنم، در هر تندر فریاد شوق می کشم، در حلقوم مرغان عاشق می خوانم و در غلغل چشمه ها می خندم، در نای جویباران زمزمه می کنم
باتو، من در روح طبیعت پنهانم
باتو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
باتو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند و بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند

بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو، من با بهار می میرم
بی تو، من در عطر یاس ها می گریم
بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.
بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم
بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم
بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم.
درختان هر کدام خاطره ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپ رکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من ، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک ، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من اند.

:: دکتر علی شریعتی ::




 

 


 

متن کامل آهنگ دور آخر از آلبوم ژاکت محسن چاوشی

 

  

 

با سلام. بدون توضیح اضافی متن کامل ترانه دور آخر از آلبوم جدید محسن چاووشی سروده ی حسین صفاست.
نکته جالب اینکه ترانه در کتاب" کنار پله تاریک و چند غزل برای زنم" ای ترانه از سوی حسین صفا مستقیما به محسن چاووشی تقدیم شده است و بدون هیچ گونه اصلاح یا حذفی، به صورت کامل در آلبوم ژاکت اجرا شده است.


 

 

 


 



ادامه نوشته

DastHaye Tanha ~> Emam Zaman

 

دست های تنها



آقا نگاهت جای آهو هاست می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست می دانم

آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست می دانم

آقا اگر تو بر نمی گردی، دلیل آن
در چشم های پر گناه ماست می دانم

جای سر انگشتان پور نورت، در این ظلمت
مانند رد باد بر شن هاست می دانم

ای کاش برگردی که بعد از این همه دوری
یک باره حس بودنت زیباست می دانم

کی باز می گردی، برایم بودن با تو
زیبا ترین آرامش دنیا ست می دانم

تو باز می گردی. اگر امروز نه ، فردا
از آتشی که در دلم پیداست، می دانم

سالی گذرد بی تو، مرا روز، بیا
جان سوخت، تو ای شعله جان سوز بیا

لبریز شده کاسه صبرم بی تو
ای از همه غایب ای دل افروز بیا

 

بررسی ابعاد ادبی "یه توپ ‌دارم‌ قلقلیه"

 

یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه
می‌زنم زمین، هوا می‌ره
نمی‌دونی تا کجا می‌ره
من این توپو نداشتم
مشقامو خوب نوشتم
بابام بهم عیدی داد
یه توپ قلقلی داد



یه توپ دارم قلقلیه :
از آنجا که همه‌ی توپها قلقلی هستند؛ این مصرع نشان حماقت شاعر است. یا بیانگر این موضوع است که شاعر توپ‌های مثلثی و مربعی و لوزی هم داشته ولی حالا فقط می‌خواهد در مورد آن توپش که قلقلی است، صحبت کند. در هر صورت می‌توان این فرضیه را هم در نظر گرفت که شاعر می‌خواسته در لفافه و با استفاده از آرایه‌های ادبی نظیر تشبیه و استعاره، به گردی زمین که مرحوم گالیور (!) آن را به اثبات رساند، تاکید کند.


سرخ و سفید و آبیه:
این سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان‌ دهنده‌ی فرانسوی بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا می‌داند!


می‌زنم زمین هوا می‌ره/ نمی‌دونی تا کجا می‌ره:
این مصراع گویای مکان سروده شدن شعر است. جایی بیرون از جو زمین. چون این مصراع بحث جاذبه‌ی زمین را نقض می‌کند و در ادامه به لایتناهی بودن دنیا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هیچ ربطی ندارد.


من این توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:
فقر! نداشتن توپ و آتاری و پلی استیشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداری و بدبختی بنشیند و درس بخواند و مشق‌هایش را خوب بنویسد. برای مثال اکثر فوتبالیست‌ها که همیشه با توپ سر و کار دارند، وضعیت درسی مساعدی ندارند.


بابام بهم عیدی داد / یه توپ قلقلی داد:
این مصراع هیچ تفسیر خاصی ندارد! جز اینکه شاعر از آرایه‌ی مبالغه استفاده کرده است.

 


 

 

دل شکسته ................

هيچگاه دل كسي رو نشكن

 

زيرا دل شكسته را نيازي به نفرين نيست

 

هر بدي را خود انسان مي تواند جبران كند

 

اما جبران دل شكسته را خدا مي كند.

 

پس مراقب باش مبادا كسي را ازار دهي

 

شايد دلي را كه مي شكني  صداي شكستنش را

 

نه تو بشنوي و نه موجودات زميني .

 

اما انكه بايد پاسخ دهد مي شنود ...........

 

 

لالالالا نــــــخواب زنـدونـــه دنــــيـــا ...

 

لالالالا نــــــخواب ســـــودي نـــــداره       هـــــمون بــــهتر كه بـــــشماري ستـــــــاره

همون بهتر كه چـــــشمات وا بـــــمونه       كه مــــــاه غـــــصه ش نشه تنها بيــــــداره

لالالالا نــــــخواب بازم ســـفر رفـــت        نمــــــيدونم به كــــارون يا خزر رفـــــــت

فقــــط دردم ايـــــنه مثـــــــل هـــميشه        بـــــدون اطــــلاع و بـــــي خـبر رفـــــــت

لالالالا نــــــخواب ميدونـــه جنگــــــه        دست هر كـــــــي مــــي بيني يــه تفنگــــه

يـــــــه عــــمر دور چشماش گشتم اما        نفهــــميـدم كه اون چشــــما چــــه رنـگـــه

لالالالا نــــــخواب زنـدونـــه دنــــيـــا        ســـــر نــــاســـازگـــاري داره بــــا مــــــا

بشيـن بــازم دعــا كن واســه اون كــه       مــــــا رو ايـــــنجا گــــذاشت تنهاي تــنــها

لالالالا نـــــخــــــــواب اون راه دوره        خدا مــي دونه كــــه حـــالــش چــه جـوره

تـوي خلوت مي گم اينجا كـسي نيست        خداييــش كـــــه دلــــم خيـــلي صــــــبوره

لالالالا نـــــخواب تـيـره ست چراغـم        مـثـله آتــــش فــــشون ميــمونه داغـــــــــم

به جونه گــــلدونا كم غصه اي نيسـت        هـــزار شـــب شــد نيومد بــــاز ســراغــم

لالالالا نخـــواب خواب كه دوا نيست        دل ديــــونه داشتــن كـــه خـــطا نـيـســــت

ميگن دسـت از سرش بـردار، نـميشه        آخــه عــاشق شــدن كه دست ما نـيـســــت

لالالالا نخـــواب تـنـها مـــيمـــونـــــم        كـمـك كــــن قـــدر چــــشمـات رو بــدونـم

چـــــرا چـــشمات پـر خـشم عــزيزم؟       مـــگه مـــن مـــثل اون نـــــــامـــهربـونـم؟

لالالالا نــــخواب مــــاه و نــــگاه كن       مــــن اسفند و مــــيارم تــــــو دعــــا كـــن

بـــــگو بــرگرده پــيـش مـــا بـمـونــه       كـــتاب حـــافظ و بــــردار و وا كـــــــــــن

لالالالا نــــخواب ســـــرما تـــــو راهه       هـمـيـشه عـــــــمر خــوشبختي كــــــــــوتاهه

مـــيگن بــــا يــــه فرشته اونو ديــدن        دروغــــه جــــــون دريــــــا اشـتـبــــــــــاهه

لالالالا نــــخواب تلـــخه جــــدايــــي        كمـــــر خـــــــم مــــيشه زيــــر بي وفــايي

تو بـيـدار بـاش هـــمه تو خواب نازن        بـــراي كـــــــي بخونــم پــــس لالايــــــي؟

لالالالا نــــخواب تــــــنـهايـــي زرده        اگـــــــه طـــــــولاني شـــــه مـثـله يه درده

اگـــــه چـشـم انـتـظار باشي كه هيچي       دروغ مــــيگي بــــه دل كــــه بــر ميگرده

لالالالا نــــخواب اشــــكـــــــت زلاله       مـثـله بـــــارون پـــــاي نـــــــــــخل وصاله

من وتو هم شب و هـم قلب وكـشـتـيم       ولـي اون چـي؟ چـقـدر اون بــــــــــي خياله!

لالالالا نــــخواب دنـــــيـا خـسـيـســه       واســـــــه كــــم آدمـي خــــوب مـــي نويسه

يكي لبهاش تو خوابم غرق خنده ست        يكي پلكهاش تو خوابم خــيس خـــــــــيسه

لالالالا نــــخواب عــــــاشق يه سيبه        هـمـيـشـه سـرخ و تـــــــب دار و غــــريبه

تا اون بالاست رسيده ست اماتنهاست       پـايـيـن هـــم كــــه بـيـفـتـه بــــي نـصـيـبـه

لالالالا نــــخواب ايـــــنجا سيـــــاهي       پــــــر امـــــــا تـــو تــــنگ قـصـه مـاهـي

اوني كه مـاهـا رو بيـدار نگـه داشت       الهــــي خـواب بـــــــاشه حـــــالا الهـــــــي

لالالالا نــــخواب تا اون بـــــــخوابه       بـشـيـن ايـنـقـدر كــــــه تـا خـورشيـد بـتابه

زمـونــي كـــه يـقـيـن كـردم بيدار شد       بـــــخواب بـــا يـــــاد عـكـسي كه تو قابـه

لالالالا بــــخواب بـيـداره حــــــــــالا       ديـــــگه بـــــايد بــــخــوابي پــــــس لالالا

بـــــخواب ديگه تو مي توني بخوابي       بـبـيـن خــــــــورشيد اومــــد بـالاي بــــالا

لالالالا ايـــــنــــم بــــود ســــرنوشتم       ايــــن از امـــــروزم و اين از گـــذشـته ام

نمي خوابم تا تو بـرگـردي يــك روز       مـــنم خـواب رو واسـه اون روز گــذاشتم


 

 

پس عاشق باش

گفتم : چگونه مي توانم اميدوار باشم در حالي كه در بند نا اميدي اسيرم ؟

گفتي : عشق شورانگيزترين اميد است ،

 پس عاشق باش !

گفتم : مرا به هر سو مي كشد آرزوهاي دور و دراز دست نيافتني

گفتي : عاشقي تنها راه رهايي است ،

پس عاشق باش !

گفتم : چون درختي در كوير ، پوسيده است ريشه ام

گفتي : حتي درخت ها با معجزه عشق شكوفه باران مي شوند ،

پس عاشق باش

گفتم : زندگي نمي كنم فقط زنده ام

گفتي : اگر عشق نباشد زندگي ، زندگي نيست بلكه چيزي است شبيه زندگي ،

 پس عاشق باش

گفتم : خوشبختي را در كجا جستجو كنم در نا كجا اباد ؟؟؟؟

گفتي : خوشبختي جايي است كه عشق جلوتر انجا منتظر است ،

پس عاشق باش !!!

 

Khodaya Kofr Nemigooyam - Dr.Ali Shariati

 

شعری زیبا و قابل تامل از دكتر علی شریعتی

خدایا کفر نمی‌گویم




پریشانم

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

می‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!


 

Hossein Tohi -TexT e BOghz New Version

 

تکست جدید و فوق العاده زیبا  آهنگ اجتماعی بغض از حسین تهی پیشنهاد میکنم این فوق العاده رو از دست ندید  با میکس و ماسترینگ اصل که طبق معمول این آهنگ لو رفت ورژن اولیه این آهنگ با تنظیم محسن صادقی (P.O.M) اما اینبار با تنظیم (A.B.Z) و بازخوانی کامل حسین تهی که از سازهای زنده  استفاده شده   که تقدیم شده به معلولین و بی سرپرستان  از دست ندید 


 


 

ادامه نوشته

رقص آرام

 


دوستان عزیزم در وبلاگ موزیک برگر سلام

شعر دلنشین "رقص آرام" برای همه ی شما دوستان آشناست. چرا كه نسخه های بسیاری از این متن در اكثر سایت ها و وبلاگ ها به زبان های مختلف منتشر شده و ایمیل های زیادی هم از این موضوع ارسال شده كه در این میان من هم از این دریافت بی نصیب نبوده ام. البته کاری به داستانش ندارم (دختر جوانی مبتلا به سرطان در حالی که آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کند در یکی از بیمارستانهای نیویورک این شعر را به مردم دنیا هدیه داده است و حامل این پیام است كه به همه بگوید زندگی را تمام و کمال زندگی کنند، کاری که او شاید دیگر نتواند انجام دهد ... !)، ولی اون چیزی كه قابل توجه هست نكات ظریف و تاثیرگذاری هست كه در این متن وجود داره و چنانچه به اونها توجه دقیق تری داشته باشیم با نگاه زیباتری به زندگی و دنیای اطرافمون خواهیم نگریست ...

سعی كنید این شعر رو با دقت تمام بخونید و مفهومش رو اونطوری كه باید، بفهمید و همچنین در تمام لحظات ارزشمند زندگیتون بكار ببندید چون لحظات عمر بس گرانبها و برگشت ناپذیر است ...


SLOW DANCE

رقص آرام



Have you ever watched kids
آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید

On a merry-go-round?
در حالیکه به بازی "چرخ چرخ" مشغولند؟

Or listened to the rain
و یا به صدای باران گوش فرا داده اید

Slapping on the ground?
آن زمان که قطراتش به زمین برخورد می کند؟

Ever followed a butterfly's erratic flight?
تا بحال بدنبال پروانه دویده اید؟ آن زمان که نامنظم و بی هدف به چپ و راست پرواز میکند؟

Or gazed at the sun into the fading night?
یا به خورشید رنگ پریده خیره گشته اید، آن زمان که در مغرب فرو می رود؟

You better slow down
کمی آرام تر حرکت کنید

Don't dance so fast
اینقدر تند و سریع به رقص درنیایید

Time is short
زمان کوتاه است

The music won't last
موسیقی بزودی پایان خواهد یافت

Do you run through each day On the fly?
آیا روزها را شتابان پشت سر می گذارید؟

When you ask How are you?
آنگاه که از کسی می پرسید حالت چطور است؟

Do you hear the reply?
آیا پاسخ سوال خود را می شنوید؟

When the day is done
هنگامی که روز به پایان می رسد

Do you lie in your bed
آیا در رختخواب خود دراز می کشید

With the next hundred chores
و اجازه می دهید که صدها کار ناتمام بیهوده و روزمره

Running through your head?
در سر شما رژه روند؟

You'd better slow down
سرعت خود را کم کنید. کمتر شتاب کنید

Don't dance so fast
اینقدر تند و سریع به رقص در نیایید

Time is short
زمان کوتاه است

The music won't last
موسیقی دیری نخواهد پائید

Ever told your child
آیا تا بحال به کودک خود گفته اید

We'll do it tomorrow?
فردا این کار را خواهیم کرد؟

And in your haste
و آنچنان شتابان بوده اید

Not see his?
که نتوانید غم او را در چشمانش ببینید؟

Sorrow? Ever lost touch
تا بحال آیا بدون تاثری

Let a good friendship die?
اجازه داده اید دوستی ای به پایان رسد؟

Cause you never had time
فقط بدان سبب که هرگز وقت کافی ندارید

Or call and say,'Hi'?
آیا هرگز به کسی تلفن زده اید فقط به این خاطر که به او بگویید: دوست من، سلام؟

You'd better slow down
حال کمی سرعت خود را کم کنید. کمتر شتاب کنید

Don't dance so fast
اینقدر تند وسریع به رقص درنیایید

Time is short
زمان کوتاه است

The music won't last
موسیقی دیری نخواهد پایید

When you run so fast to get somewhere
آن زمان که برای رسیدن به مکانی چنان شتابان می دوید

You miss half the fun of getting there
نیمی از لذت راه را بر خود حرام می کنید

When you worry and hurry through your day
آنگاه که روز خود را با نگرانی و عجله بسر می رسانید

It is like an unopened gift
گویی هدیه ای را ناگشوده به کناری می نهید

Thrown away. Life is not a race
زندگی که یک مسابقه دو نیست

Do take it slower
کمی آرام گیرید

Hear the music
به موسیقی گوش بسپارید

Before the song is over
پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد


 

 

نفرین

نفرین ابد برتو ، که ان ساقی چشمت

دردی کش خمخانه تزویر و ریا بود

پرورده مریم هم اگر چشم تو میدید

عیسای دگر میشد و غافل زخدا بود

نفرین ، بستایشگرت از روز از ازل با د

کاینگونه ترا غره بزیبایی خود کرد

پوشیده زخاک آینه حسن تو گردد

کاینگونه ترا مست زشیدایی خود کرد

این بود وفاداری و ، این بود محبت

ای کاش نخستین سخنت رنگ هوس داشت

ای کاش که آن محفل دلساده فریبت

بر سر در خود،مهرو نشانی زقفس داشت

دیوانه برو ،ورنه چنان سخت ببوسم

لبهای تو می ریخته را کز سخن افتی

دیوانه برو ، ورنه چنان سخت خروشم

تا گریه کنان آئی و ، در پای من افتی

دیوانه برو تانزدم چنگ به گیسوت

صورتگر تو ، زحمت بسیار کشیده

تا نقش ترا با همه نیرنگ بصدرنگ

چون صورت بی روح ، بدیوار کشیده

تنها بگذارم ، که در این سینه دل من

یکچند ، لب از شکوه بیهوده ببندد

من عاشق احساس پر از اتش خویشم

خاکستری چو تو ، با من ننشیند

باید تو زمن دور شوی ، تا که جهانی

این آتش پنهان شده را ، باز ببیند

تکست آهنگ کلید حسین تهی

 

تکست آهنگ کلید تهی
 


 

ادامه نوشته

13 جمله ناب

دوستت دارم نه بخاطر شخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم

هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود

اگر کسی تو را انطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

دوست واقعی کسی است که دستهای تورا بگیرد ولی قلب تورا لمس کند

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید

هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هرکسی امکان دارد عاشق لبخند تو شود

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی

هرگز وقتت را باکسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند – نگذران

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخصی مناسب را – به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گزار باشی

به چیزی که گذشت غم نخور به آنچه پس از ان امد لبخند بزن

همیشه افرادی هستند که تو را می ازارنند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را ازرده دوباره اعتماد نکنی

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خور را میشناسی

قبل از ان که شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی که او تورا بشناسد

شعری زیبا به یاد دوران كودكی ...

 

شعری زیبا به یاد دوران كودكی ...


شاید در طول سال های تحصیل هیچ مقطعی شیرین تر از دوران باشکوه "دبستان" نباشه. بچه های دبستانی الان، اصلاً به دبستانی های قدیم شباهت ندارند. آن جریمه ها، ترکه خوردن ها، از ورزش محروم شدن ها، اخراج از کلاس ها را امروزه شاگردان در حق معلمان انجام می دهند! افسوس که دیگه "گریه های اولین روز مدرسه"، "مو کوتاه کردن های اجباری"، "شوق مبصر شدن"، "لذت نمره ی 20 گرفتن"، و صدها خاطره ی دیگه هرگـز تکرار نخواهد شد. کاش زمان در همان مقطع می ایستاد و من جای شاگرد تنبل کلاس بودم و هنوز هم اونجا مونده بودم! لااقل اون همه خاطره به فراموشی سپرده نمی شد ...
 

اولیـــن روز دبستــــان

اولین روز دبستان بازگرد
کودکیها شاد و خندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیبا ترند
یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد چاپلوس

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبرا می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهامان به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی بابا روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی های درس و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک میشدیم
لااقل یک روز کودک میشدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
باز گرد این مشق ها را خط بزن

شعر از : محمد علی حریری جهرمی





 


 

فردا روز دیگری است...

گاه درآن حالی که دوست داریم نیستیم .

گاه آنچه می خواهیم بدست نمی آوریم

گاه  پیشامد ها را در نمی یابیم.

گا ه  زندگی ما را به سوی می فرستد که در اختیار ما نیست.

در همین لحظات است که بسیاری از ما

به کسی نیازمندیم که به آرامی همدردمان باشد.

حامی ما باشد.

 

با تمام وجود با تو هستم

و به یاد آر که گرچه امروز زندگی سخت می نماید

اما فردا روزی دیگر است .

با تمام وجود با تو هستم

و به یاد آر که گرچه امروز زندگی سخت می نماید

اما فردا روزی دیگر است .

مرا دوست نداری

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو - خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

دردودل ۲

تصمیم داشتم یه شعر لاو بذارم.نمیدونم چی شد یهو به سرم زد با یه زبون نسبتا بچگونه ساده ولی پر معنی یه شعر لاو بگم.این شعرم گذاشتم تووبلاگ.امیدوارم تو سفره ی دلاتون بشینه

اسم این شعر هست: دردودل ۲

به نام تک رفیق تنهاییام 

پوشنده ی کل کم و کاستیام

 

اون که همیشه قدرشو میدونم 

همیشه تو دلم ازش میخونم

 

خیلی خوبه هوامو داره نازه  

در لطفش به روی   همه بازه

 

کلید هر حاجتو میده اما     

قصه ی تو برام شده معما

 

هر چی بهش میگم چی داره چشمات

چه  رنگی  پاشیده  به  روی  لبهات

 

چی شد که مجنون تو مسیرت شدم

 نمیگه  من  چرا  اسیرت  شدم

 

بازم بخون درد و دلامو  عشقم

بخون که من به احساس تو تشنم

 

بخون که قدرتو خیلی میدونم  

همیشه هم تو رو لیلی میدونم!

 

چند روزه چشمام واست بیقراره 

 بدجوری بیتابه آروم نداره  

               

هر چی میگم بسه بازم تر میشه

چیکار کنم نیستی و بدتر میشه

 

حتی اگه باشی بازم میباره

قسمتشه بهش بگن که تاره

 

میام بیرون از فاز غم عزیزم

میخوای که شادیو به پات بریزم؟

 

بخند که خندت واسه من مرهمه

 تنها دوای ماتم و دردمه

 

همه تو آسمون پی فرصتند 

تا تک ستارشونو هی پز بدند

 

من ولی خب بازم ساکت میمونم

 چونکه اینو از ته دل میدونم

 

نمیدونن یار من ماه منه  

تو آسمون تنها چراغ منه

 

یار من ماهم تو شبای تاره

اصلا واسه همین اسمم مه یاره

 

 هر کاری کردم گفتی که ادعاست  

 ولی توی دلم هنوز این دعاست

 

که ای خدا فکر نکنه یه لحظه 

نیستی پیشش دستو دلش بلرزه

 

نفهمه من دلم واسش چه تنگه    

میگفتم ای خدای نازم اگه

 

کم آوردم یه روز یه جا  یه موقع 

 نگه یه وقت حرفای من دروغه

 

اما حالا چی اومده دستمون!    

منم صبورم چونکه باز قصمون

 

مونده هنوز کی گفته که کافیه؟

   دوست دارم بی خیال قافیه!

لیلی ات منم


گفت :

ای دیوانه لیلی ات منم

در رگت پیدا و پنهانت منم

سالها با جور لیلی ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلی در دلت انداختم

صد غمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد

گفتمت : دیوانه ! عاقل شو، نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلی بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی ، گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حریم خانه ام در میزنی

حال ، این لیلی که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهم باش سیمرغت کنم

مرد صبر و مظهر شکرت کنم

تکست آهنگ زیبای سروش هیچکس با نام واقعی تر از مستند

تکست  زیبای سروش هیچکس با نام واقعی تر از مستند
آهنگ خیلی سنگینه پس به قول سروش اول فارسی تو خوب کن بعد  این آهنگو گوش کن .


 


 

ادامه نوشته

عروسک من

عروسک قصه من : گهواره خوابت کجاست ؟

قصر قشنگ کاغذی پولک افتابت کجاست ؟

صدای عشق من و تو که  تلخ و گریه آوره

تو این سکوت قصه ای شاید صدای آخره

بعد از من و تو عاشقی شاید  به قصه ها بره

شاید با مرگ من و تو عاشقی از دنیا بره

عروسک قصه من . سوختن من ساختنمه

تو این  قمار بی غرورب  بودن من باختنمه

عروسک قصه من شکستنت فال منه

این سایه همیشگی مرگه – که دنبال منه

جفت های عاشق را ببین، از پل آبی می گذرن

عروسک ، قلبشونو به جشن بوسه میبرن

اما برای عشق ما اون لحظه آبی کجاست

عروسک قصه من پس شب مهتابی کجاست

عروسک قصه من زخم شکسته باتنت

بمیرم ای شکسته دل ، چه بی صداست شکستنت

اینك بهــار

             

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاك
شاخه های شسته، باران خورده، پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می رسد اینك بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخك كه می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به كام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می كه می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار
گر نكوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

::: زنده یاد فریدون مشیری :::

 

دروغه . . . دروغه . . .



دروغه . . . دروغه

اگه يكي گفت عاشقتم، دروغه !




اي جماعت، چطوره حالاتتون؟
قربون اون فهم و کمالاتتون !

گردنتون پيش کسي خم نشه
از سَر بنده سايه تون کم نشه

راز و نياز و بندگي تون، دُرست
حساب کتاب زندگي تون، درست

بنده مي شم غلام دربست تون
پيش کسي دراز نشه دست تون

از لبتون خنده فراري نشه
خدا نکرده، اشکي جاري نشه

باز، يه هوا دلم گرفته امروز
جون شما، دلم گرفته امروز

راست و حسيني ش، نمي دونم چرا
بيني و بيني اش، نمي دونم چرا

خلافامون، از سر اختلاف نيست
خلاف، خلافه، توش خطا خلاف نيست

فرقي نداره ديگه شهر و روستا
حال نمي دن مثل قديما، دوستا

شاپرک ها، به نيش مجهز شدن
غريب گزا هم آشنا گز شدن

تنگ غروب که شهر، پر شد از « رپ »
ما مونديم و يه کوچه علي چپ

خورشيده مي نشست که ما پا شديم
رفتيم و گم شديم و پيدا شديم

رفتيم و چرخي دور ميدون زديم
ماه که در اومد، به بيابون زديم

آخ که بيابون چه شبايي داره
شب تو بيابون چه صفايي داره

شب تو بيابون خدا بساط کن
اون جا بشين با خودت اختلاط کن

دل که نلرزه، جز يه مشت گِل نيست
دلي که توش غصه نباشه، دل نيست

اين در و اون در زَدَناش، قشنگه
به سيم آخر زدناش، قشنگه

دلم گرفته بود و خيلي غصه داشتم
منم براش سنگ تموم گذاشتم

نصفه شبي، به يه کوه تکيه کردم
نشستم و تا صبح، گريه کردم

سِجل و مدرک نمي خواد که گريه
دستک و دنبک نمي خواد که گريه

ساعت الان حدود چهار و نيمه
غصه نخور داداش، خدا کريمه

شعرم اگه سُست و شکسته بسته است
سرزنشم نکن، دلم شکسته است

آدم دلشکسته، بِش حَرَج نيست
شعر شکسته ـ بسته، بش حرج نيست

جيک جيک مستونم که بود، برادر
فکر زمستونم نبود، برادر

تا که ميفته دندونهاي شيري
روي سرت مي شينه برف پيري

کميسيون مرگ مي شه تشکيل
دِرو مي شن بزرگتراي فاميل

از جمع بچه ها، بيرون بايد رفت
مجلس ختم اين و اون بايد رفت

يه دفعه، همکلاسيها پير مي شن
همبازيها، پير و زمين گير مي شن

الک و دولک، الا کلنگ و تيشه
تو ذهن آدما عتيقه مي شه

لي لي و گرگم به هوا، دريغا
قايم باشک تو کوچه ها، دريغا

رمق نمونده تا بريم صبح زود
پياده تا به مسجد محله

« بي حرمتي » با « معرفت » درافتاد
يه باره نسل لوطي ها ور افتاد

توي تنور خونه ها، کلوچه
بوي پياز داغي بود تو کوچه !

چطور شد؟ تموم شد، کجا رفت؟
مثل پرنده پر زد و هوا رفت

سرزده آفتاب باز هم از پُشت بوم
ما مونديم و يه قصه نا تموم

بازم همون دوره بي سَواتي
قربون اون حرفاي عشق لاتي

قربون اون « مخلصتم ، فداتم »
قربون اون « من خاک زير پاتم »

قربون اون حافظ روي تاقچه
قربون حُسن يوسف تو باغچه

قربون مردمي که مردم بودن
اهل صفا، اهل تبسم بودن

قربون اون دوره ي سر دماغي
قربون اون تصنيف کوچه باغي

قربون دوره اي که خوش بيني بود
تار سبيلها، چک تضميني بود

مرداي ناب و اهل دل، نداره
شهري که بوي کاهگل نداره

بوي خوش کباب و نون سنگک
عطر اقاقيا و ياس و پيچک

بوي گلاب و بوي دود اسفند
جمع قشنگ اشک شوق و لبخند

بوي خيار تازه، توي ايوون
تو سفره اي پر از پنير و ريحون

بوي سلام گرم مرد خونه
تو حوض خونه، رقص هندوونه

بوي خوش کتاب و دفتر کاهي
تو امتحان کتبي و شفاهي

قدم زدن تو مرز خواب و رؤيا
خدا، خدا، خدا، خدا، خدايا!

آي جماعت، چطوره احوالتون؟
چي مونده از صفاي پارسالتون؟

نگين فلاني از لطيفه خسته است
خدا گواهه من دلم شکسته است

با خنده شماس که جون مي گيرم
براي تک تک شماها من مي ميرم

حتي اگه فقير و بي پول باشيد
دلم مي خواد که شاد و شنگول باشيد

خونه هاتون چرا خوش آب و رنگ نيست؟
چي شده؟ خنده تون چرا قشنگ نيست؟

حرفهاي گريه دار نمي پسندين؟
مي خواين يه جوک بگم، کمي بخندين؟

خوشا به حال اون که تو محله ش
هواي عاشقي زده به کلّه ش

کسي که قلبش اتصالي داره
مي دونه عاشقي چه حالي داره

با اين که سخته، باز دلنشينه
تپش، تپش، واي از تپش، همينه

ردّ و بدل که شد نگاه اول
بيرون مياد از سينه، آه اول

دل ميگه هر چي بش بگي ، فوتينا
خواب و خوراک و زندگي، فوتينا

عاشق شدن شيدايي داره والا
خاطر خواهي رسوايي داره والا

وقتي طرف تو کوچه پيدا مي شه
توي دلت يك باره غوغا مي شه

آرزوهات خيلي دورَن انگاري
توي دلت، رخت مي شورن انگاري

صداي قلبت اون قدر بلنده
که دلبرت مي شنوه و مي خنده

دين و مَرام و اعتقادت مي ره
اون که مي خواستي بگي، يادت مي ره

مي خواي بگي: فدات بشم الهي
مي گي که: خيلي مونده تا سه راهي؟

مي خواي بگي: عاشقتم عزيزم
مي گي که: من عا عا عا عا، چي چيزم!

مي خواي بگي: بيام به خواستگاري؟
مي گي: هواي خوبي داره ساري

کوزه ي ضربه ديده، بي تَرَک نيست
حال طرف هم از تو كه بهترک نيست

مي خواد بگه: برات مي ميرم اصغر!
مي گه: تمنا مي کنم برادر!

اول عشق و عاشقي نگاهه
نگاه، كه مثل آبِ زير کاهه

بين شماها عشقو مي شه فهميد
از تو نگاها، عشقو مي شه فهميد

عشق، اخوي، آتيش زير ديگه
نگاه آدم که دروغ نمي گه

نگاه مي گه: عاشقتم به مولا
به قلب من خوش اومدي، بفرما

حضور حضرت منيژه خاتون
چطوره حال بچه گربه هاتون؟

براي اون دهان و چشم و ابرو
هميشه بنده بوده ام دعاگو

زبس که رفته عشقتون، تو قلبم
نوشته ام اسمتونو روي قلبم

خدا گواهه تا شما نيايين
از تو گلوم، غذا نمي ره پايين

شَبا همه ش ياد شما مي کنم
مي رم به آسمون نيگا مي کنم

شما رو مثل ماه مي کِشَم هي
شبا هميشه آه مي کشم هي

کسي خبر نداره از قضايا
نه جي جي و نه مامي و نه پاپا

به جاي ماريا کَري و گوگوش
نوار گريه مي کنم حالا گوش

قشنگترين پيرهن تو تنت کن
تاج سَر سروري تو سرت کن

چشما تو مست کن همه جا رو بشکن
الا دل ساده و عاشق من ...

دلم مي خواد که از سر محبّت
به عشق من بدين جواب مثبت

بگين بله و گرنه دلگير مي شم
تو زندگي دچار تأخير مي شم

اگر جواب نه بياد تو نامه ات
خلاصه قهر، قهر تا قيامت!

فداي اون که نه نمي گه مي شم
عاشق يک دختر ديگه مي شم

تو بي لياقتي اگه بازم بگي نه
اِندِ حماقتي اگه بگي بازم نه

ببين تو آينه، آخه اين چه ريخته؟
مثل تو صد تا توي کوچه ريخته!

تو خانمي؟ تو خوشگلي؟ چه حرفا ...
حرف زياد نزن، برو ببينم بابا ...

بشين عزيز، پرت و پلا نگو مَرد!
اين مدلي، نمي شه عاشقي کرد

تو هر دلي، تنها يه عشق موندگاره
آدم که بيشتر از يه دل نداره

درسته، ديگه توي شهر ما، نيست
دلي که مثل کاروانسرا نيست

بازم همون دلاي بچگي مون
دلاي با صفاي بچگي مون

يه چيز مي گم، ايشالا دلخور نشين
قربونِ اون دلاي تک سر نشين!

اين روزا عُمر عاشقي دو روزه
ايشالا پير عاشقي بسوزه

بلا به دور از اين دلاي عاشق
که جمعه عاشقند و شنبه فارغ!

گذاشته روي ميز من، يه پوشه
که اسم عشق هاي بنده، توشه

زري، پري، سکينه، زهره، سارا
وجيهه و ريحانه و مليحه و ثريا

نگين و نازي و شهين و نسرين
مهين و مهري و پرند و پروين

چهارده فرشته و سه اختر
دو ليلي و سه اشرف و دو آذر

سفيد و سبزه، گندمي و زاغي
بلوند و قهوه اي و پر کلاغي ...

هزار تا خانومند توي اين ليست
با عده اي که اسم شون يادم نيست!

گذشت دوره اي که حرف ما يکي بود
خدا و عشق آدما، يکي بود

نامه ي مجنون به حضور ليلي
مي رسه اينترنتي و ايميلي!

شيرين مي ره مي شينه پيش فرهاد
روي چمن تو پارک دولت آباد

زلفاي رودابه ديگه بلند نيست
پله که هس، نيازي به کمند نيست

تو کوچه، غوغا مي کنند و دعوا
چهار تا يوسف، سر يکي زليخا!

نگاه عاشقانه، بي فروغه
اگه مي گن عاشقتم دروغه

تو کوچه هاي غربي صناعت
عشقو گرفتن از شما، جماعت!

کجا شد اون ظرافت و کرشمه
نگاه دزدکي، کنار چشمه؟

کجا شد اون به شونه تکيه کردن
کنار جوي آب، گريه کردن !؟

دلاي بي افاده، يادش به خير
دختر کاي ساده، يادش به خير

من از رکورد عشق در خروشم
اگه دروغ مي گم، بزن تو گوشم

تو قلب هيشکي، عشق بي ريا نيست
حُجب و حيا تو چشم آدما نيست

کُشته ي دلبرند و ارتباطش
فقط براي برخي از نقاطش

پرنده پَر، کلاغه پَر، صفا پَر
صداقت از وجود آدما، پَر

دلا، قسم بخور اگر که مردي
که ديگه گِردِ عاشقي نگردي

ما توي صحبت رُک و راستيم داداش
عشق اگه اينه، ما نخواستيم داداش

حالِ کذايي به شما ارزوني
عشق ريايي به شما ارزوني

زدم تو خالتون دوباره، آخ جان!
حسابي حال تون گرفته شد، هان؟!

اينا که من مي گم همه ش شعاره
عشق و محبّت، شاخ و دم نداره

مُهم، فقط نحوه ي ارتباطه
اينه که اين قَدَر سرش بساطه

ناز و ادا، هميشه بوده جونم!
حُجب و حيا، هميشه بوده جونم!

آدمو تو فکر و خيال گذاشتن
وقت قرار، آدمو قال گذاشتن

وعده ي اين که: من زن تو مي شم
وصله ي چاک پيرهن تو مي شم

حرفاي داغ و پخته و تنوري
چه از طريق نامه يا حضوري

هميشه بوده توي عشق، حاضر
همينه ديگه خُب، به قول شاعر

با اون همه قد و بالا تو قُربون
با اون همه قول و قرار و پيمون

که با من غمزه داشتي، رفتي
تو کوچه تون باز منو کاشتي، رفتي!

چقدر شده دنيا بي حساب و کتاب
نامه ي لاکتابمون هنوز بي جواب

چقدر قول و وعده ي بي سرانجام
چقدر توي کوچه ها، عرض اندام

چقدر حرفاي عاشقانه
چقدر آه و ناله ي شبانه

چقدر گريه هاي توي پستو
چقدر وصف خطّ و خال و ابرو

چقدر دزدکي سرک کشيدن
چقدر فحش و ناسزا شنيدن!

چقدر خوابهاي خوب و شيرين
چقدر، بعد خواب، ناله و نفرين!

خلاصه، عشق و عاشقي همين هاست
اما تو تعريفش هميشه دعواست

اگر دلت تپيد و لايق شدي
عزيز من، بدون که عاشق شدي!

شهر بدون مرد، يه شهر درده
قربون شکل ماه هرچي مرده

قربون اون مرداي دل شکسته
قربون اون دستاي پينه بسته

مرداي ده، مرداي کاه و گندم
مرداي ده، مرداي خوان هشتم

مرداي پشت کوه، مثل خورشيد
تو دلشون هزار تا جام جمشيد

مرداي سوخته زير هرم آفتاب
مرداي ناب و کم نظير و کمياب

کيسه چپق ها به پر شال شون
لشکر بچه ها به دنبال شون

بيل و کلنگ شون هميشه براق
قليون شون به راه، دماغ شون چاق

صبح سحر پا مي شن از رختخواب
يک سره رو پان، تا غروب آفتاب

چار تاي رستمند به قد و قامت
هيکلشون توپ، تنشون سلامت

نبوده غير گرده گلاشون
غبار اگر نشسته رو کلاشون

کلامشون دُعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشقشون بي ريا

مرداي ناز دار، مرد شهرن
با خودشون هم اين قبيله قهرن

مرداي اخم و طعنه ي بي دليل
مرداي سر شکسته ي زن ذليل

مرداي دکتراي حلّ جدول
مرداي نق نقوي لوس تنبل

لعنت و نفرين مي کنن به جاده
اگر برن چار تا قدم پياده

مرداي خواب تو ساعت اداري
تازه دو ساعتم اضافه کاري!

انگار آتيش گرفته ترمه هاشون
هميشه تو همه سگرمه هاشون

به زير دست، ترشي و عبوسي
به منشي اداره هم، چاپلوسي

براي جستن از مظان شکها
ور ميرن به دايرة المعارف کلکها

بچه به دنيا ميارن با نُذور
اغلبشون يه دونه اون هم به زور

پيش هم از عاطفه دم مي زنن
پشت سر امّا واسه هم مي زنن

اين جا مهم فقط مقام و پسته
مرداي شهري کارشون درسته

مشدي حسن چاي و سماورت کو
سيني با قالي و گلپرت کو؟

اي به فداي ريخت و شکل و تيپت
بوي چپق نمي‌ده عِطر پيپت

مشدي حسن قربون ميز و فايلت
قربون زنگ گوشي موبايلت

اون که دهاتي و نجيبه مشدي
ميون شهريا غريبه مشدي

قديم تَرا قاتله هم صفت داشت
دزد سر گردنه معرفت داشت

اون زمونا که نقل تربيت بود
آدم‌کُشي يه جور معصيت بود

معني نداره توي عصر «سي دي»
بزرگ و کوچيکي و ريش سفيدي

تقي به فکر رونق نقي نيست
کسي به فکر نفع مابقي نيست

مقاله‌ها پشت هم اندازيه
جناج و باند و حزب و خط بازيه

بس که به هر طرف ستادمون رفت
صراط مستقيم يادمون رفت

ارزش‌مون به طول و عرض ميزه
چقدر ميز و صندلي عزيزه

تموم فکر و ذکرمون همينه
که هيشکي پشت ميزمون نشينه

اونا که مرد و زن دعاگوشون بود
ميز رياست سر زانوشون بود

بيا بشين که ميز اگه وفا داشت
وفا به صاحباي قبل از ما داشت

قديم که نرخ‌ها به طالبش بود
ارزش صندلي به صاحبش بود

فقيه اگه بالاي منبر مي‌نشست
جَوون سه چار پله پايين‌تر مي‌شِست

معني شأن و رتبه يادشون بود
حرمت مردم به سوادشون بود

روي لبت خوبه تبسم باشه
دفتر کارت دل مردم باشه

مردا بدون ميز هم عزيزن
رفوزه‌ها هميشه پشت ميزن

خلاصه قصه اون قدر دِرامه
که ايدز پيش دردمون زکامه

فتنه و دعوا سر نونه مشدي
دوره آخرالزمونه مشدي

جسارتاً شعرم اگه غمين بود
به قول خواجه «خاطرم حزين» بود

دعا کنين که حالمون خوب بشه
تا شعرمون يه ريزه مرغوب بشه


شعر از : ابوالفضل زرويي نصرآبادي
 

 


 


 

باور نکن تنهایت را...



باور نکن تنهاییت را

باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
ازمن به من نزدیکتر تو
ازتو به تو نزدیکتر من

باور نکن تنهاییت را
تا یک دلو یک درد داری
تا در عبور از کوچه ی عشق
بر دوش هم سر می گذاری

دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها

من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را
من با توام منزل به منزل


 


 

تــصــويــري از عشـــــــق

تــصــويــري از عشـــــــق

اي‌ كه‌ مي‌پرسي‌ نشان‌ عشق‌ چيست‌، عشق‌ چيزي‌ جز ظهور مهر نيست‌

عشق‌ يعني‌ مهر بي‌اما، اگر عشق‌ يعني‌ رفتن‌ با پاي‌ سر

عشق‌ يعني‌ دل‌ تپيدن‌ بهر دوست،‌ عشق‌ يعني‌ جان‌ من‌ قربان‌ اوست‌

عشق‌ يعني‌ مستي‌ از چشمان‌ او بي‌لب‌ و بي‌جرعه، بي‌مي، بي‌سبو

عشق‌ يعني‌ عاشق‌ بي‌زحمتي‌، عشق‌ يعني‌ بوسه‌ بي‌شهوتي‌

عشق‌ يار مهربان‌ زندگي‌، بادبان‌ و نردبان‌ زندگي‌

عشق‌ يعني‌ دشت‌ گلكاري‌ شده‌، در كويري‌ چشمه‌اي‌ جاري‌ شده‌

يك‌ شقايق‌ در ميان‌ دشت‌ خار، باور امكان‌ با يك‌ گل‌ بهار

در خزاني‌ برگريز و زرد و سخت‌ عشق، تاب‌ آخرين‌ برگ‌ درخت‌

عشق‌ يعني‌ روح‌ را آراستن‌، بي‌شمار افتادن‌ و برخاستن‌

عشق‌ يعني‌ زشتي‌ زيبا شده‌، عشق‌ يعني‌ گنگي‌ گويا شده‌

عشق‌ يعني‌ ترش‌ را شيرين‌ كني، عشق‌ يعني‌ نيش‌ را نوشين‌ كني‌

عشق‌ يعني‌ اينكه‌ انگوري‌ كني، عشق‌ يعني‌ اينكه‌ زنبوري‌ كني‌

عشق‌ يعني‌ مهرباني‌ درعمل‌، خلق‌ كيفيت‌ به‌ كندوي‌ عسل‌

عشق، رنج‌ مهرباني‌ داشتن‌، زخم‌ درك‌ آسماني‌ داشتن‌

عشق‌ يعني‌ گل‌ بجاي‌ خارباش، پل‌ بجاي‌ اين‌ همه‌ ديوار باش‌

عشق‌ يعني‌ يك‌ نگاه‌ آشنا، ديدن‌ افتادگان‌ زيرپا

زيرلب‌ با خود ترنم‌ داشتن، برلب‌ غمگين‌ تبسم‌ كاشتن‌

عشق، آزادي، رهايي، ايمني‌ عشق، زيبايي، زلالي، روشني‌

عشق‌ يعني‌ تنگ‌ بي‌ماهي‌ شده‌، عشق‌ يعني‌ ماهي‌ راهي‌ شده‌

عشق‌ يعني‌ مرغهاي‌ خوش‌ نفس، بردن‌ آنها به‌ بيرون‌ از قفس‌

عشق‌ يعني‌ برگ‌ روي‌ ساقه‌ها، عشق‌ يعني‌ گل‌ به‌ روي‌ شاخه‌ها

عشق‌ يعني‌ جنگل‌ دور از تبر، دوري‌ سرسبزي‌ از خوف‌ و خطر

آسمان‌ آبي‌ دور از غبار، چشمك‌ يك‌ اختر دنباله‌دار

عشق‌ يعني‌ از بديها اجتناب‌، بردن‌ پروانه‌ از لاي‌ كتاب‌

عشق‌ زندان‌ بدون‌ شهروند، عشق‌ زندانبان‌ بدون‌ شهربند

در ميان‌ اين‌ همه‌ غوغا و شر، عشق‌ يعني‌ كاهش‌ رنج‌ بشر

اي‌ توانا ناتوان‌ عشق‌ باش، پهلوانا پهلوان‌ عشق‌ باش‌

پورياي‌ عشق‌ باش‌ اي‌ پهلوان، تكيه‌ كمتر كن‌ به‌ زور پهلوان‌

عشق‌ يعني‌ تشنه‌اي‌ خود نيز اگر، واگذاري‌ آب‌ را بر تشنه‌تر

عشق‌ يعني‌ ساقي‌ كوثر شدن‌، بي‌پرو بي‌پيكر و بي‌سرشدن‌

نيمه‌ شب‌ سرمست‌ از جام‌ سروش، در به‌ در انبان‌ خرما روي‌ دوش‌

عشق‌ يعني‌ خدمت‌ بي‌منتي‌، عشق‌ يعني‌ طاعت‌ بي‌جنتي‌

گاه‌ بر بي‌احترامي‌ احترام‌، بخشش‌ و مردي‌ به‌ جاي‌ انتقام‌

عشق‌ را ديدي‌ خودت‌ را خاك‌ كن‌، سينه‌ات‌ را در حضورش‌ چاك‌ كن‌

عشق‌ آمد خويش‌ را گم‌ كن، عزيز قوتت‌ را قوت‌ مردم‌ كن‌ عزيز

عشق‌ يعني‌ مشكلي‌ آسان‌ كني، دردي‌ از درمانده‌اي‌ درمان‌ كني‌

عشق‌ يعني‌ خويشتن‌ را گم‌ كني‌، عشق‌ يعني‌ خويش‌ را گندم‌ كني‌

عشق‌ يعني‌ خويشتن‌ را نان‌ كني، مهرباني‌ را چنين‌ ارزان‌ كني‌

عشق‌ يعني‌ نان‌ ده‌ و از دين‌ مپرس، در مقام‌ بخشش‌ از آئين‌ مپرس‌

هركسي‌ او را خدايش‌ جان‌ دهد، آدمي‌ بايد كه‌ او را نان‌ دهد

در تنور عاشقي‌ سردي‌ مكن‌، در مقام‌ عشق‌ نامردي‌ مكن‌

لاف‌ مردي‌ مي‌زني‌ مردانه‌ باش، در مسير عاشقي‌ افسانه‌ باش‌

دين‌ نداري‌ مردي‌ آزاده‌ شو، هرچه‌ بالا مي‌روي‌ افتاده‌ شو

در پناه‌ دين‌ دكانداري‌ مكن‌، چون‌ به‌ خلوت‌ مي‌روي‌ كاري‌ مكن‌

جام‌ انگوري‌ و سرمستي‌ بنوش‌، جامه‌ تقوي‌ به‌ تردستي‌ مپوش‌

عشق‌ يعني‌ ظاهر باطن‌نما، باطني‌ آكنده‌ از نور خدا

عشق‌ يعني‌ عارف‌ بي‌خرقه‌اي‌، عشق‌ يعني‌ بنده‌ بي‌فرقه‌اي‌

عشق‌ يعني‌ آن‌ چنان‌ در نيستي‌، تا كه‌ معشوقت‌ نداند كيستي‌

عشق‌ باباطاهر عريان‌ شده‌، در دوبيتي‌هاي‌ خود پنهان‌ شده‌

عاشقي‌ يعني‌ دوبيتي‌هاي‌ او مختصر، ساده ولي‌ پر هاي‌ و هو

عشق‌ يعني‌ جسم‌ روحاني‌ شده‌، قلب‌ خورشيدي‌ نوراني‌ شده‌

عشق‌ يعني‌ ذهن‌ زيباآفرين، آسماني‌ كردن‌ روي‌ زمين‌

هركه‌ با عشق‌ آشنا شد مست‌ شد، وارد يك‌ راه‌ بي‌ بن‌بست‌ شد

هركجا عشق‌ آيد و ساكن‌ شود، هرچه‌ ناممكن‌ بود ممكن‌ شود

در جهان‌ هر كار خوب‌ و ماندني‌ است، ردپاي‌ عشق‌ در او ديدني‌ست‌

سالك آري‌ عشق‌ رمزي‌ در دلست‌، شرح‌ و وصف‌ عشق‌ كاري‌ مشكل‌ست‌

عشق‌ يعني‌ شور هستي‌ دركلام‌ عشق، يعني‌ شعر، مستي، والسلام‌


"‌زنده ياد مجتبي‌ كاشاني‌ "سالك


مرا وسوسه کن!

دیشب دوباره حس کردم

غلظت مرگ را...

آن تصویر احمقانه در ذهنم.....

سیاه و سیاه تر....

ساعت ۳ صبح و آن وسوسه های خون آلود......

دوباره حسی عجیب از هیجانی مرده در ذهن....

بازهم مجبورم فیلم ببینم.....بزن......بکش...

این خسته ام میکند...

و این خستگی را به شدت دوست دارم..

یکی مرا کتک بزند....آنقدر که خون بالا بیاورم....

فکرش تشنه ام میکند...

اوه ه ه ه ه .....چه تنهایی مست کننده ای!..

چه تاریکی هیجان انگیزی...

و چه اوهام وحشت آوری....

کمی برایم از دراکولا بگو.....

چه وسوسه کننده از روی گردنم عبور میکند

این مایع قرمز پنهان در شاهراه حیات!!!.....


 


 

تکست آهنگ Mr.Lonely از Akon



تکست آهنگ Mr.Lonely از Akon


 


 

ادامه نوشته

تاخدا



هنگام رفتن است ٬می روم اما تا کجا؟

هر دلداده ای را که از سر خراباتم گذری بود٬

نغمه ای سر میداد

و در انتها یک سوال برایم باقی می گذاشت که

ای مفتون شیدا٬چنین شتابان به کجا روانی ؟

من می روم به نا کجا آباد

می روم تا طرح ریزی نقش قالی زیر پای عابران

تا ختم دقایق

تا بنا نهادن قصری کاغذی

می روم تا نهایت رویا

تارهایی از وحشتی سنگین برخاسته از توهم و کابوس

می روم تا توسل به دامان خدا

تا شعله زدن به رسم بی وفایی ها

تا شبگردی درویشان خسته

می روم تا شروع باور

تا طلوع امید

و تا سپیده صبح

من می روم تا خدا

تاشیدا شدن

تا تو

تا رسیدن به وصل

من می روم تا آسمان


 


 

 

رسمش نبود...


 

رسمش نبود تو سختی ها تو هم يه جور عذاب شی
با رفتنت برای من سوال بی جواب شی
قرار نبود اول راه تحملت تموم شه
حالا كه محتاج توام بودنت آرزوم شه

باور نمی كنم كه تو همون تو قديمی
همون رفيق گريه ی با خنده و صميمی
هر چی كه داشتم يه شبه رفتی ازم گرفتی
دلخوشه عشقه تو شدم اونم با غم گرفتی
 
اميد من وقت غمها پای دلم نموندی
از تو چشمای عاشقم غربتم و نخوندی
سهم من از خاطره هات گلهای پرپرت بود
رفتن بی خداحافظی ضربه ی آخرت بود

باور نمي كنم كه تو همون تو قديمی
همون رفيق گريه ی با خنده و صميمی
هر چی كه داشتم يه شبه رفتی ازم گرفتی
دلخوشه عشقه تو شدم اونم با غم گرفتی

ای...

ای ماه ٬ ما سلام مان  بهانه است .

عشق مان دروغ جاودانه است !

ادامه نوشته

تکست آهنگ مجید رستمی از بابک تیغه

 


تکست آهنگ مجید رستمی از بابک تیغه


 


ادامه نوشته

ترانه ی آغاز

آيا  زبان  مشترك  اين نيست ؟در من  هزار حرف نگفته
هزار درد نهفته
 هزاران هزار دريا  هر لحظه در تپيدن  و طغيانند
در من هزار  آهوي تشنه
در خشكسال دشت پريشانند
در من پرندگان مهاجر
ترانه هاي سفر را
 در باغ هاي سوخته  مي خوانند
با من  كه در بهار  خزانم  قصه هاي  فراواني ست
با من كه زخم هاي فراواني
بر گرده ام  به طعنه دهان  باز كرده اند
هر قصه  يك ترانه
هر ترانه خاطره اي ديگر
هر عشق يك ترانه ي بيدار است
در خامشي  حضورم  ،  حرف  مرا  بفهم
يا براي  عشق ،  زباني تازه پيدا كن
تا درد  مشترك
زبان  مشتركمان  باشد
حرف  مرا بفهم  و مرابشنو
اين من  نه ،‌ آن  من ديگر
آنكس  كه پنجره ي  چشم هاي  من او را
 كهنه ترين  قاب است
از پشت پنجره ي زندان
حرف مرا بفهم
كه فرياد  تمامي  زندانيان
در تمامي  اعصار است
در گير و دار قتل  عام كبوترها
در سوگ  شاخه هاي  تكه تكه ي  زيتون
وقتي  كه از دل  جوان ترين  جوانه هاي  عاشق  باغ ماه
بر مسلخ  هميشگي  انسان
در لحظه ي  شكفتن  فرياد
باران  سرخي  از ستاره سرازير است
آن سان  كه هر ستاره  دليل  شرمساري  خورشيد هاي  بسياري
از برآمدنشان است
تو گريه مي كني
از  عمق آشناي  جنگل چشمانت
از عمق  جنگلي  كه در آن پاييز ،  در غروب  به بغض  نشسته
باران بي دريغ اشك تو مي بارد
تا عطر خيس  جنگل پاييز
در من هواي  گريه برانگيزد
آنگاه از چشم  ذهن من
شعري  بسان گريه  فرو ريزد
من شعر مي نويسم
 تو  با ترانه هاي  عاشق من ، عاشق
تو  با ترانه هاي  تشنه ي من  دريا
بر پنج خط  ساز سفر  ،‌ زخمه مي شوي
تو  گريه   مي كني
تو لحظه هاي شعر مرا ،‌ در خويش  تجربه  كرده
يعني  مرا در بدترين و بهترين  دقايق  بودن  تكرار مي كني
يا با ترانه هاي من بر لب
به رويا رويي  جلادان  به مسلخ  خويش  مي شتابي
يعني كه  با مني
ديروز
امروز
تا هنوز  و هميشه
آيا زبان  مشترك  اين نيست ؟
آن  زبان  تازه كه مي گفتم ؟

نقاش بی همتا

زندگي هم زشت هم زيباست
گر که زشتي آفريدي
زشتي اش در قعر شب پيداست
گر که زيبايي
يقين
مي ماند و خود
نقش بي همتاست
پس تويي نقش آفرين
نقاشي ات يکتاست
مي کشي نقش پري تا آورد
از آسمان رازي
کز آن روشن شود دنيا
مي کشي ديوي که باشد بي سرو بي پا
مي وزد توفنده بادي
غرد و ويران کند هر جا
بازوانت پر توان
خود مي کني تقدير خود
يا زشت يا زيبا
پس تويي نقش آفرين نقاش بي همتا

 

تکست مهدی هیبتی در آهنگ یالا

                                                         

قسمت اول:

صد دفعه هر دفعه من زدم عروده                   دختر تو سروری سرتری از همه

گفتی سردمه قلبمو پس نده مسخره                  خواستن و داشتنت حالا شده مسئله

کمتر کردی منو  تو درکم                           کم کم کلم نکنی تو شکم  

که می خوای با من بمونی یا بکنی ترکم             هه هه نخورده زمین هنوز فکم

قسمت دوم:

بر فرض اصلا خرتم رسما                 دست رو دست نزار بگیر سریع دستم

اصلا ترسم نداره یه درصد                 پس من رسما شدم مترسک

دختر نکن کاری بگیرم حالی در حالی          که دوست داری باهام باشی تنهایی

تو یه جایی که نداره هیچ در و پیکری           بگو ببینم تو با کیا می پری؟

ترانه های آلبوم "یه شاخه نیلوفر"

یه شاخه نیلوفر با تنظیم محمدرضا آهاری و شعرهای آقایان حسین صفا- امیر ارجینی- اسلام ولی محمدی و محسن چاوشی به بازار عرضه خواهد شد.

این آلبوم دارای ۱۲ قطعه موسیقی می باشد که به تریتیب عبارتند از:

۱- عصا (امیر ارجینی) ۲- خاکستر (حسین صفا)  ۳- بغض (حسین صفا)  ۴- یه شاخه نیلوفر (حسین صفا)  ۵- خودپسند (حسین صفا) ۶- دلتنگی (امیر ارجینی)  ۷- تو که نیستی (اسلام ولی محمدی)     ۸- کجاست بگو (حسین صفا) ۹- چرا؟ (امیر ارجینی) ۱۰- ناز (حسین صفا) ۱۱- تبریک (امیر ارجینی)       ۱۲- هفته ها (محسن چاوشی)

در این آلبوم سه کار وجود دارد که توسط دوست نمایان قبلا منتشر شده است اما با سبک و ثیاق جدید این سه قطعه را با کیفیت عالی د راختیار شما قرار داده  که این سه قطعه عبارتند از : خودپسند - بغض (نرگس بیمار) و ناز (تو ناز میکنی)

در نهایت باید گفت که آلبوم را به صورت اورجینال (اصل) تهیه نمایید

                

در زیرتعدادی از اشعار آلبوم رو برای شما قرار دادم :

دلتنگی

آهای همیشه و هنوز توی قلبم

خبر داری داره میسوزه قلبم

یه بار شده سراغمو بگیری

سراغ درد و داغمو بگیری

جای اینکه تشنه ی خونم باشی

یه بار شده دل نگرونم باشی

اما با این همه نا مهربونی

کاشکی بفهمی که عزیز جونی

و...

خاکستر

وقتی که رفت و منو از یاد برد   هر چی که داشتم همه رو باد برد

تو کنج عزلت خودم نشستم     هر چی که آینه بود زدم شکستم

زخم زبونا رو به جون خریدم    از همه حتی از خودم بریدم

و...

تبریک

به تو تبریک میگم،که به تو باختمو

زیر پا له کردم ،دل خود ساختمو

به تو تبریک میگم،که دلم پیش تو بود

که تموم زندگیم،توی آتیش تو بود

مگه چی خواستم ازت،به جز عاشق بودن

که چشام برای تو ،آیینه ی دق بودن

و...

یه شاخه نیلوفر

بدون تو سنگم،کنار تو ابرم

  بیا تا گریه کنم،سر اومده صبرم

نه گریه مونده برام،نه خنده مونده برام

فقط یه کابوس کشنده مونده برام

کسی که هستیشو به وعده هات داده

یه بار بپرس چرا به این روز افتاده

همش تو این فکرم الان تو فکر چیه

کجاس چی کار میکنه الان کنار کیه

بدون تو سنگم،کنار تو ابرم

 بیا تا گریه کنم ،سر اومده صبرم

و...

عصا

 اگه شكسته پاي من،گريه نكن عصاي من

هر چه شكست بنويس،به پاي گريه هاي من

نگو تمومه طاقتت،نمونده روز راحتت

نگاه با صداقتت،غنيمته براي من

 و...

بين منو تو چيزي ديوار نخواهد شد  **  گر فاصله نيز افتد بسيار نخواهد شد

با عشق تنفس نيز يک حادثه تازست *** آري تو که گل باشي گل خوار نخواهد شد

 شايد دلي از يک دل آزرده شود ام*** هرگز دلي از يک دل بيزار نخواهد شد

 و...

نميذارم جون بگيري دوباره باز تو قلب من** ننميذارم قد بکشي سايه کني رو قلب من

اسير دستات نميشم بازيچه باد نميشم   ***  من ديگه تو سکوت شب واسه تو فرياد نميشم

 و...

به علت طولانی بودن اشعار  از هر شعر  بخشی رو برای شما عزیزان گذاشتم.

متن آهنگ رد پا از گروه Thirteen a.m

متن آهنگ رد پا از گروه Thirteen a.m که اخیرا منتشر شده و خیلی هم طرفدار پیدا کرده رو میتونید در ادامه ی مطلب بخونید.

ادامه نوشته

تکست های "بهرام"

                                                                     ۳ تکست از آلبوم جدید بهرام

     

                                                برای خواندن تکست ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

اشعار ترانه های آلبوم نفسهای بی هدف

مجموعه اشعار ترانه های آلبوم نفسهای بی هدف محسن یگانه

( تمامی اشعار این ترانه ها نیز توسط محسن یگانه سروده شده است )

لطفآ برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

متن کامل اشعار آلبوم" فاجعه"

متن کامل اشعار آلبوم فاجعه الیاس صالحی با ترانه های وحید رحمتی ترانه سرای موفق

لطفآ برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

متن ترانه ی "نه دیگه من" راستین + عکسهایی از راستین

مسافر مقصدِ نو، جاده تو بردار و برو ، هر کی به سمت خودش و نه دیگه من نه دیگه تو ...

برای خواندن متن کامل و دیدن عکسها به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

تکست های "یاس"

                    

                                        لطفآ برای خواندن تکست ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

تکست های "هیچکس"

    لطفآ برای خواندن تکست های آلبوم جنگل آسفالت به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

تکست های "امینم"

                                                   

     

                                     لطفآ برای خواندن تکست ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته